تبلیغات
شاهوار بلاگ

شاهوار بلاگ
زگهواره تا گور دانش بجوی 
قالب وبلاگ
نویسندگان
پاریس:

نام پاریس برگرفته از نام گروهی از افراد قوم گل(گُل، گال و گالیا منطقه‌ای در غرب اروپا است که امروزه فرانسه، بلژیک، غرب سوییس و بخش‌هایی از هلند و آلمان در آن قرار دارند) به نام پاریزی‌ها است. در دوره استیلای روم نام این شهر به «لوتشیا» تغییر کرد، اما در زمان یولیانوس پادشاه روم نام شهر دوباره به پاریس تغییر یافت. پاریس دارای القاب متعدد زیادی است، اما مهم‌ترین نام آن «شهر نور» (La Ville lumiere) است. این نام هم به مرکزیت این شهر در زمینه علم و تحصیلات و هم به پر نور بودن این شهر در شب‌ها برمی‌گردد.

پکن:

در جای شهر کنونی پکن در ابتدا شهری به نام (چونگدو) بود که مغول‌ها آن را سوزاندند و ویران‌کردند. «قوبیلای قاآن» در جای پکن کنونی شهری ساخت و آن را پایتخت خود کرد. آن شهر را در مغولی «خانبالِق» (به معنای شهرِ خان) و در چینی «دادو» به معنای پایتخت بزرگ می‌خواندند. در متون فارسی دوران مغول نیز این شهر به صورت خانبالق و خانبالغ ذکر شده است. پس از برپایی سلسله «مینگ» در سال ۱۳۶۸ میلادی، این شهر نام بِیپینگ (به معنای صلح شمالی) گرفت و در سال ۱۴۲۱ نامش به «بِیجینگ»، به معنای پایتخت شمالی (Beijing) تغییر کرد. پکینگ و پکن گونه‌های دیگری از نگارش همان واژه چینی بیجینگ اند.
 

تهران:
در مورد وجه تسمیه تهران اختلاف نظر زیادی وجود دارد، پاره‌ای از پژوهشگران(ران) را پسوندی به معنای دامنه گرفته‌اند و شمیران و تهران را بالادست و پایین‌دست خوانده‌اند. برخی دیگر تهران را تغییر شکل یافته (تهرام)به معنای منطقه گرمسیر دانسته‌اند، در مقابل شمیرام یا شمیران که منطقه سردسیر است و همچنین عدّه‌ای بر این باورند که سراسر دشت پهناوری که امروز تهران بزرگ خوانده می‌شود در میان کوه‌های اطراف، گود به نظر می‌رسید و بدین سبب(ته ران) نام گرفت. روستایی که پیش‌درآمد شهر تهران بوده‌است، پیش از اسلام نیز وجود داشته، امّا پس از اسلام به‌تدریج نام آن معرّب گردیده و از تهران به طهران تبدیل شده‌است. امّا جغرافیدانان معروف آن روزگار نیز به املای تهران اشاره نموده‌اند.



استانبول:
این شهر در ابتدا با نام بیزانتیوم یا قسطنطنیه (عربی‌شده کُنستانتینوپول ـ شهر کنستانتین ـ که به افتخار قیصر روم کنستانتین یکم بدین نام نامیده شد) شناخته می‌شد. در سال ۱۹۶ میلادی «سپتیموس سوِروس» امپراطور روم با حمله به بیزانتیوم آن را اشغال کرد و بسیاری از رومیان به این شهر مهاجرت کردند. تلاش امپراطور برای نامیدن این شهر به نام فرزندش «آگوستا آنتونینا» موفق نبود و مردم تا زمان تغییر نام شهر به «کُنستانتینوپُل» یا قسطنطنیه را برای آن بکار می‌بردند. از سال ۱۹۳۰ رسماً استانبول نامیده شد. نام استانبول که تا قبل از فتح آن به دست ترکان رواج داشت، از نام «ایستیم پولی» که در زبان یونانی به معنی شهر یا مرکز شهراست، برگرفته شده است. در سال ۱۷۷۰ میلادی سلطان مصطفی سوم با ضرب سکه‌هایی که روی آن نام استانبول نقش بسته بود، به این نام رسمیت بخشید و جایگزین قسطنطنیه شد. در دوره جمهوریت و از روز ۲۸ مارس سال ۱۹۳۰ اداره پست ترکیه از تمامی کشورهای جهان خواست تا در مکاتبات خود از نام استانبول استفاده کنند. لازم به ذکر است که در دوره ای از حکومت عثمانی، نام «اسلامبول» به معنی شهر اسلام نیز بسیار کاربرد داشته است.
 

ابوظبی:

وجه تسمیه این امارت بعنوان پایتخت امارات متحده عربی به ابوظبی از آنجاست که به علت وجود آب شیرین در دوران قدیم، گله‌ای از (ظباء) یعنی آهو، قبل از ورود انسان به این منطقه در آنجا وجود داشته‌است. در سال ۱۷۶۱ قبیله بنی یاس بعد از پیدا کردن آب شیرین در منطقه ساکن می‌شوند و نام منطقه را به خاطر وجود آهو (ظباء) ابوظبی می گذارند.
 

ریاض:
یاض، پایتخت عربستان سعودی از «الریاض جمع روضه وأرض المکان وأروض أی کثرة روضه» به معنای؛ گلزار و باغ است که آن را گلستان نیز می گویند. یعنی جایی که در آن آب باران جمع شود و پس از آن گلهای رنگارنگ وخوشبو بروید. از اینجا است که نام الریاض آمده است. چرا که شهر ریاض در میان این دره‌ها واقع شده‌است، و در موسم باران و بهار سر سبز و سرشار از گل های رنگارنگ می‌شود، تاریخ نگار معروف (الهمدانی) در کتاب خود که به نام صفة جزیرة العرب معروف است، شهر «ریاض» را، حجر الخضراء به معنای سنگ سبز، نامگذاری کرده ‌است.
 

بغداد:
بَغداد واژه ای است به زبان پهلوی به معنای خُداداده. این واژه پیش از اینکه بر این شهر گذارده شود در اوستا به گونه صفت آورده شده بود. این واژه در اوستا به شکل «بغوداته» و به همان معنا در بخش‌هایی از اوستا از آن دسته وندیداد آورده شده‌است. در پارسی میانه این واژه باز به همان معنا و اینبار به ریخت بَغ‌دات آورده شده‌است. برخی دیگر از زبان‌شناسان عقیده دارند بغداد از دو کلمه «بغ» مخفف باغ و «داد» مخفف دادار به معنی ایزد و پروردگار تشکیل شده‌است و بغداد به معنی باغ خدا است. اگرچه در خصوص ریشه‌های ایرانی هیچ شبهه‌ای وجود ندارد ولی کلمه بغداد دو نوع ریشه اصلی متفاوت داشته‌است. قابل اطمینان‌ترین موردی که توافق بیشتری بروی آن گردیده لفظی است که از ترکیب فارسی پهلوی با نام «باگا» (بت، خدا) +داتا (معلوم مسلم) بوجود آمده که کلمه فارسی میانه«بگدات/بگداد» (داده شده توسط خداوند) از آن گرفته شده؛ و سرانجام به کلمه فارسی مدرن و عربی «بغداد» تغییر یافته‌است.

[ چهارشنبه 30 دی 1394 ] [ 11:59 ب.ظ ] [ محمد صالح ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

با سلام به شما دوستان عزیزم وعرض خسته نباشید و ممنون که وبلاگ من را انتخاب کردید هدف من از ساخت این وبلاگ بیشتر شدن اطلاعات علمی شما در زمینه علم و فرهنگ است وامیدوارم از این وبلاگ خوشتان بیاید درباره ی معنی شاهوار هم باید بگویم که شاهوار دز زبان فارسی به معنای هر چیز خوب و نفیس و اعلا که لایق پادشاهان باشد از جواهر و اسباب خانه و مانند آنها و امیدوارم که این مطالب لایق شما عزیزان نیز باشد فقط در پایان دوستانی که سر میزند لطفا نظر خود را در باره ی وبلاگ من بنویسند من حتما جواب را مینویسم
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


دریافت کد این آهنگ
کد آهنگ



در این وبلاگ
در كل اینترنت



دریافت کد این آهنگ
کد آهنگ
;